تبليغاتX
....به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی....

....به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی....

عاشقانه

عشقولانه

بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد


تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم


امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم
هرگز نديدم بر لبی لبخند زيباى تورا" "هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا"

با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي


نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/10ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

گل

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/10ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

I LOVE YOU

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/10ساعت 9:45 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

عشقولانه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/07ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

عشق

آسمون هرچی که داره ماه و خورشید و ستاره اگه چشماتو ببینه پیش چشمات کم میاره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/06/06ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

عشقولانه

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
 شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

 آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟
ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو
ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟
آسمون میگه : انتظار دیدن تو

به سلامتی دیوار چون هر مرد و نامردی بهش تکیه می کنه.به سلامتی کلاغ نه برای سیاهیش،برای یک رنگیش.به سلامتی کرم خاکی نه برای کرم بودنش،برای خاکی بودنش.به سلامتی گاو چون نگفت من ،گفت ما و به سلامتی ما که دوست داشتن یادمون نرفته

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/05ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

عاشقانه


خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه... مي باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا آبي شه... ‌آفتابي شه...!!! کاش... کاش مي شد مثل آسمون بود... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده!


 

یک روز عشقت را دزدیدم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم
پنهان کردم .غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست .


 


چقدر جالبه که: 1.تا وقتي مريض نشي کسي برات گل نمياره. 2.تا فرياد نزني کسي به طرفت بر نميگرده. 3. تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه. 4.تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمياد................و تا وقتي نميري کسي تو رو نمي بخشه

 



بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيله اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي اون متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا


اسمتو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده شي .... گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کني .... گذاشتم جونم که اگه خداي ناکرده رفتي منم برم

 



تا حالا کفشهات رو نگاه کردی؟ 2 تا عاشق،2 تا همراه، که بی هم ميميرن، با هم خاکی ميشن، بدون هم زير بارون نميرن، کاش آدما هم یکم از کفشاشون ياد بگيرن...
وقتی دلم برات تنگ می شه ميرم پشت ابرها زار زار گريه می كنم پس يادت باشه
,
هر وقت بارون ديدی بدون كه دل من برات تنگ شده

با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند
زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من.
ميدوني فاصله بين انگوشتات واسه چيه؟ واسه اينکه يه نفر ديگه با انگوشتاش اين جايه خالي را پر کنه پس به دنبال کسي باش که تا ابد دستاتو بگيره
+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/04ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

عشق

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/30ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

....به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/30ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط وحید  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/29ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط وحید  |